The Orange

ما ز بالاییم و بالا می رویم ما ز دریاییم و دریا می رویم

ابرا ... آسمون ...

میای  اینترنت میبینی همه  update  کردن ... گلناز از زلزله گفته ..مریم وصیت کرده (!!!!!) ولی تو هیچی .... هیچیه هیچی .

خوب هر کی یه جوره .. الان آسمونی جلوی چشم منه که هیچکسی نمیتونه این جوری ببیندش!!! رنگش، ابراش، صدای پرنده ها ....حتی یه ابر قرمز (!!!!) حالا قرمز قرمز که نه !!! رنگ آسمون دم غروبه .. ولی بقیه ابرا تیره ترن (از آسمون هم پر رنگتر).

دیروز 3 تا ژرورا (همون گلی که یه بار من به من مرجان به من ... از همونایی که من و مریم برا کتی و گلناز و also  مریم شریکی خریدیم .(تقصیر من نیست که اینا گلشناسیشون ضعیفه))با یه لاله خریدم ژروزا ها سفید و صورتی و نارنجی اند ... لاله زرد با رگه های صورتی ، تقریبا میشه گفت ژرورا ها وا رفتن .. ولی لاله –ِ ... آقا آنچنان سر حال و صاف و صوف که آدم حض میکنه! اگه گرمش شه باز میشه ... فکرشو بکن دیروز کاملا باز باز بود ولی الان یه کم غنچه باز تره ... اگه این لاله رو نخریده بودم از غصه وا رفتن اینا دق میکردم.... 

الان تقریبا نصف ابرایی که میبینم سفید شدن ... البته یادمون هست که این ابرا نیستن که رنگشون عوض میشه .... این نور خورشید که به اونا اجازه میده با رنگ اصلیشون دیده بشن .... بیایید برا همدیگه خورشید باشیم :)  

 

+   یاسمن ٧:٠٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸۳
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir