The Orange

ما ز بالاییم و بالا می رویم ما ز دریاییم و دریا می رویم

 

ناحيه مرزی از همه جا قشنگتره(×) .... مرز بين آب و روغن ... مرز بين ...
اصلا اگه ميخوای رفتاری رو بررسی کنی..اونو در نواحی مرزی بررسی کن ... بگم مثه چی؟(دعوا نکن ..ميدونی که عادت دارم همه چيز رو بهم ربط بدم.....)مثه اون موقع ها که ميخواستيم يه تابع رو رسم کنیم... حدشو در نواحی مرزی حساب ميکرديم
.


اما خیلی سخته درست باید تا لب مرز جلو بری... (
آخه یه کم جلوتر که مرز نیست )

 

 

water and Oil

(×) به شرطی که از خودت تو اون ناحیه نباشی... یا کاملابا چشم باز نگاه کنی و ببینی!! (فرض کن تو یک مولکول روغن در عکس بالايی.. چقدر اوضاع فرق میکرد !!!  ).

 

البته اگه نظرمنو میخوای میگم ، چندان فرقی نداره ... چون همه ما معمولا و حداقل  روزی یه بار،تو یه ناحیه مرزی قرار میگیریم ... ولی چون درست نگاه نمیکنیم ، نمیفهمیم. فقط فکر میکنیم که این اطرافیان بیچاره چقدر مصائب دارند. 

همیشه وقتی یکی دچار مشکل میشه دعا میکنیم،دعا میکنیم که هر چه زودتر مشکلش حل شه ... ولی هیچوقت به این جاش فکر نمیکنیم که این مشکل چقدر قراره دوستمون رو بزرگ کنه ..دامنه دیدش رو وسعت ببخشه .. طریقه استفاده از تمام ظرفیتشو یاد بگیره و .... . فقط میخوایم زودتر مشکلش حل بشه و بشه همون آدم سابق .

متاسفانه همیشه به ما یاد دادند که مشکلات آفریده شدن برا امتحان کردن ما ... برا اینکه عذاب بکشیم .   ولی اینجوری نیست.به نظر من اصلا مشکلی وجود نداره ... فقط بعضی وقتا توی مسیرت، جاده پیچ میخوره و اگه حواست نباشه از مسیر منحرف میشی ... یا میفهمی( میری تو دره یا کوه) یا نمیفهمی چون تو یه راه دیگه افتادی که هیچ جاش آشنا نیست .فقط باید آگاهانه عمل کنی و اونوقت دیگه پیچ ها رو مشکل نمیبینی،  بلکه اونا رو مثه یه پله میبینی که تو رو زودتربه مقصد میرسونن.از آب و روغن به کجا رسیدم.خسته نباشی.

 

اصلا قرار نبود بنویسم .. چه برسه به اینکه انقدر بشه !

حالا باورت شد که من چقدر همه چیزو به هم ربط میدم؟؟؟

 

+   یاسمن ٢:٤٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸۳
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir